الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
17
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
شومى را در سر مىپروراند و در تاريكى شب و روشنايى روز ، براى آنان ، حيلهها مىانديشيد و در خوار ساختن و اجبار آنان به جور و ستم ، كوششها مىنمود و از فجيعترين مصيبتهايى كه معاويه براى امّت به وجود آورد اين بود كه فرزند بىبند و بار و شومش ، يزيد همبازى ميمونها و يوزپلنگها را - آن گونه كه مورخان او را ناميدهاند - به عنوان خليفه بر آنان تحميل كرد تا در دين و دنيايشان تباهى روا دارد و بلاها و فجايعى را نصيب آن سازد . ( 5 ) ( 1 ) امّت ، در روزگار معاويه و فرزند بىبندوبار يزيد ، همهء عناصر و پايههاى اساسى خود را از دست داد و ديگر آن بهترين امّت نبود كه براى مردم به وجود آمده باشد - آن گونه كه خداوند خواسته بود - ، زيرا معاويه در ميانشان ، سخت تباهى آفريد و آنان را به نحوى بار آورده بود كه انديشهاى جز رسيدن به ماديات و فرصت طلبى نداشتند . نيز آنان را به ذلّت و بردگى ، عادت داد و هويتشان را از آنها گرفته و آنان را از اخلاق ارزندهشان جدا ساخته بود . ( 2 ) اينك امّت ، اهميتى به تحقيق اهداف و آمال نمىداد و آنچه را كه زندگى شرافتمندانه را برايش تأمين مىكرد ، به چيزى نمىشمرد . به حكومت امويان ، تسليم گشته و خوار و ذليل ، زير تازيانههايش به سر مىبرد كه خونهايش را بريزد و ثروتهايش را از بين ببرد و در ميان آن ، ظلم و فساد را گسترش دهد ؛ زيرا به شكلى فاجعهآميز ، تخدير گرديد و كالبد بىحركتى گشته بود كه نه بينشى داشت و نه جنبشى ، نه براى دفاع از كرامت و عزت خويش به پا مىخاست و نه در صحنههاى شرف و فداكارى ، پاى مىنهاد تا خود را از ظلم و تعدى ، محافظت